خرید بک لینک

تو را به نور می سپارم

به اب های روشن

به روشنای وجودت

به ماه می سپارم

که دیوانه کند

ابرهای سیاه را

که روسیاهی به زغال ماند

تو را به صبوری می سپارم

که بند بند دلت همچو تسبیح

آیه تطمئن القلوب بخواند.

برچسب: نویسنده: آوا فلاح تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 14:44

این همه عید را
که توی مغازه ها چیده شده
از بازار ، خواهد خرید
پدری که
ته جیبش
نه نفت دارد
نه گاز
و نه بانک
اما دلش دریاست !

_ ملیحه ترکمن زاده _

برچسب: نویسنده: آوا فلاح تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 14:44

یومورتا اوروشدورماخ: نزدیک عید ،مادر ها تخم مرغ ها را با پوست پیاز وکاه گندم رنگ می کردند. یک قابلمه ی بزرگ پر شده از تخم مرغ. مثل حالا نبود که تخم مرغ کیلویی هفت هزار تومن که موقع خوردنش هم حساب وک

برچسب: نویسنده: آوا فلاح تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 14:44

روزنه ای می خواهم

ونوری که سرریز شود

از روزنه ی نگاه تو

لبخند نگاه نوبرانه ات

شوق می پاشد به بودنم

مرا با خودت ببر

می خواهم نور بچینم.

برچسب: نویسنده: آوا فلاح تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 18:45

می ایی، گاه ارام،گاه پرشور.تلخ ، شیرین می ایی ومی روی. شور برباد رفته را زنده می کنی ویک حسرت واه ،چند یادش بخیر ولبخند تلخ وشیرین را توی دلم می کاری. قبل از خواب شبانه مثل یک مسافر سرزده می ایی و آش

برچسب: نویسنده: آوا فلاح تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 18:45

مواظب حرف هایی که بیان می کنید،باشید. مواظب باشید با همین حرف ها ارامش کسی را برهم نزنید. دل کسی را زخمی نکنید.اه کسی را بیدار نکنید. خوشبختی خود را زیاد فریاد نزنید. بدبختی خود را هم زیاد فریاد نزنید

برچسب: نویسنده: آوا فلاح تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 18:45

مدت هاست از انچه در ذهنم می گذرد ننوشته ام.روزها ذهنم می نویسد.مثل یک راوی روایتگر خاطره ها می شود.شب ها قبل از خواب شبانه پرنده های کوچک ذهنم به سراغم می ایند.حرف هایی را با من در میان می گذارند تا م

برچسب: نویسنده: آوا فلاح تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 18:45

بهار در راه است.بیا وباخودت لوبیای سحر امیز بیاور .لوبیا ها را می کارم و از شاخه هایش بالا می روم تا تخم مرغ طلایی بیاورم. زن ها سیلی به صورت می زنند ،شام ماهی سرخ کرده داریم.تخم مرغ دو زرده هم داریم

برچسب: نویسنده: آوا فلاح تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 18:45

در سکوت زنده ی تصویرها صدایت را می شنومچکه چکه می ریزدلقمه می کنم.«نمک اگر بریزیباید با پلک هایت جمع کنی»یادت هست؟جهنم بچگی ما ترس داشت.لقمه لقمه،نمک می خورم شوری نگاهت دریاچه ی ارومیه نیستزنده هست هن

برچسب: نویسنده: آوا فلاح تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 18:45

خوب ها، بد ها ...تورا کجای این تخته سیاه بنشانم؟

..................

برچسب: نویسنده: آوا فلاح تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 18:45

امار بازدید از وبلاگم را که نگاه کردم.شگفت زده شدم از این تعداد بازدیدکننده!! بعد یادم اومد که خودم ارشیو خوانی کردم.خودم سرزده به خودم سرزدم. دلچسب بود.گاهی به خودت سر بزن. چقدر از خودت دور شده ای. چ

برچسب: نویسنده: آوا فلاح تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 18:45

ستاره دیده فروبست و آرمید بیاشراب نور به رگ های شب دوید بیاز بس به دامن شب اشک انتظارم ریختگل سپیده شکفت و سحر دمید بیاشهاب ِ یاد تو در آسمان خاطر منپیاپی از همه سو خطّ زر کشید بیاز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتمز غصّه رنگ من و رنگ شب پرید بیابه وقت مرگم اگر تازه می کنی دیداربهوش باش که هنگام آن رسید بیابه گام های کسان می برم گمان که توییدلم ز سینه برون شد ز

برچسب: نویسنده: آوا فلاح تاريخ: چهارشنبه 15 فروردين 1397 ساعت: 22:39

صفحه بندی